صفى الدين محمد طارمى
116
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب السماع قال اللّه تعالى : وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ « 1 » . يعنى : [ اگر خدا در آنان خيرى مىشناخت ] هرآينه مىشنوانيد ايشان را خير ؛ و او چيزى است كه در اوست صلاح ايشان . [ معناه ] نكتة السماع حقيقة الانتباه . و او به حسب حال متنبّه و رتبهء اوست ، پس هرگاه بشنود معنى را ، متنبّه مىشود بر نصيب خودش از او - يعنى بر مقصودش كه لايق است به او حسب حال خودش - و از اين جهت است كه گفتهاند كه : « سماع تيزكننده و برانگيزانندهاى است كه تيز مىكند و برمىانگيزاند هر احدى را به سوى وطنش » ؛ يعنى مقصد او كه خاصّ است به او . و هو على ثلاث « 2 » درجات : سماع العامّة ثلاثة أشياء : إجابة زجر الوعيد رغبة . يعنى : ( اجابت زجر و وعيد است ) از روى ورع و پرهيز كردن از آنچه نهى كرده شده است از او ، و از روى طاعت از براى زاجر ، نه از جهت خوف در وعيد . و منشأ سماع صاحب اين وصف ، فراق و صدّ « 3 » و هجران است ؛ و مصحوب اوست اعتذار . چرا كه فراق هرگاه كه بوده باشد مراد محبوب ، واجب است آنكه
--> ( 1 ) . انفال / 23 . ( 2 ) . اصل : ثلاثة . ( 3 ) . صدّ : پشت كردن ، بگرديدن ، اعراض كردن ، بازداشتن .